شعر دختر رز از آریا حقیقی

تاریخ ارسال : 1405/03/13

شعر:

حجاب دختر رز ساغرش بود

به یک رنگی قبایی بر تنش‌بود

 

قبا سرخ و کمر باریک و خوش بو

چو دستش دسته پیمانه اش بود

 

نداشت او التفات این شیوه اش‌بود

هزاران من در میخانه اش بود

 

تبر دست بتی پیمان شکن بود

شکسته صد دل و خود مرحمش بود

 

گرفتم ساغر و تاوان دل عاشق شدن بود

به خود چون آمدم می بر لبم بود

 

کشیدم سر صراحی واتش جان من بود

بدید دودم بگفت نوش و کلام آخرش بود