تاریخ ارسال : 1405/03/20
شعر:
قرار روی ماهت شبگرد عالمم کرد
خوابم نیاید انگارازشوق آشنایی
بر هر کجا بهاری سر زد بجز دل ما
چون سر نیاید امشب این محفل جدایی
چون شب سر نیامد از ذوق دیدنت بود
بنگر وصالمان شد در روز بیقراری
رویت اگر ببینم از کف رود دل من
ارزد که دل فدایت آخر بگو کجایی
گر خنده ای ببینم جانم کنم فدایت
ارزد که جان دهم من در روز آشنایی
مطرب بزن نوایی در باب یار شیرین
کامد و ماه من شد آن آرزوی دیرین