تاریخ ارسال : 1405/03/20
شعر:
آنقدر فال زنم دیوان را
تا بخواند حافظ آن مصرع را
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور
آنقدر صبر کنم چشم به در دیده به راه
تا بخواند سعدی آن مصرع را
فراغت از تو میسر نمیشود ما را
آنقدر مویه کنم تا بشود روز وصال
تا که از اشک بخواند شهریار
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا