تاریخ ارسال : 1405/03/25
شعر :
آهسته از دور میروم اما نمیدانم کجا
راهم از اول بوده این اما نمیدانم کجا
ناخدا مست و سکان کج میشود لت میخورد
میرود این کشتی اما نمیدانم کجا
مقصدم دور است یا نزدیک نمیدانم کجا
آشنا نیست ره ؛ بی رهنما اما نمیدانم کجا
من که هوشیارم ولی نیست هیچ سود
در تلاطم سرنوشتم میرود اما نمیدانم کجا