تاریخ ارسال : 1405/03/25
شعر:
همه جا هر لحظه هستم تا که شاید ببینم من تورا
کن خطا و باز هم این اشتباه از من که میبینم تورا
در سیاهی های خوابم برکش آن پیچه نمایان کن رخی
با همین هم من خوشم در خواب میبینم تو را
تاریخ ارسال : 1405/03/25
بیاد حسین امامی مرد هنردوست انارستان :
من همان کودک خردم
که نمیدانستم
معنی هرگز را
من همان مرد غزل خوان شبم
داشتم آمدنی را باور
از ته دل راضی
به همان تکه کلامی که حافظ دارد
خلوتم پر ز غزل همچو عسل
بوی یاس و عطر رباعی دارد
من پریشان ز نبودن نیستم
چون همیشه در دلتان جا دارم
شب هنگام در وقت دلتنگی
صدایم در کوچه جاریست
آری آری... من هنوز بودنتان را باور دارم
تاریخ ارسال : 1405/03/25
شعر :
این خانه نزدیک و دلم تنگ و دری نیست
هستی ولی دیگر نمیبینم تو را راه دگر نیست
ناگزیر بی تو ان ره طی کنم اما نمیدانم کجا
لاجرم بعد از تو دیگر خبری نیست که نیست
تاریخ ارسال : 1405/03/25
شعر :
زنم بر سینه داغی تا بماند یادگار
زآتشی که از دست توافتاد و روزگار
بر خرمن من که دلم سوخت
ای هوار صد داد و بیداد ای هوار
تاریخ ارسال : 1405/03/25
شعر :
گیسوبه نثر بافته به دوش انداخته
چشمان به نظم و نگاهش به ما دوخته
قصد آن کرده که در دامم کند
خود شکاری و ما دام پدرسوخته