شعر عاقبت از آریا حقیقی

تاریخ ارسال : 1405/03/25

شعر :

عاقبت روزی فرا خواهد رسید

 

ما نباشیم و تو خوابت نبرد

مانباشیم و تو را غم ببرد

 

ما نباشیم و شود روز نبرد

مانباشیم و رقیب روی تو زیبا ببرد

 

ما نباشیم تو عکسی بدیوار زنی

گرچه بی‌فایده اما سر بدیوار زنی

 

شعر دیدار از آریا حقیقی

تاریخ ارسال : 1405/03/25

شعر:

همه جا هر لحظه هستم تا که شاید ببینم من تورا

کن خطا و باز هم این اشتباه از من که میبینم تورا

در سیاهی های خوابم برکش آن پیچه نمایان کن رخی

با همین هم من خوشم در خواب میبینم تو را

 

 

برگرفته از شعر استاد ابتهاج

تاریخ ارسال : 1405/03/25

بیاد حسین امامی مرد هنردوست انارستان :

من همان کودک خردم 

که نمی‌دانستم 

معنی هرگز را

 

من همان مرد غزل خوان شبم

داشتم آمدنی را باور

 

از ته دل راضی

 به همان تکه کلامی که حافظ دارد

 

خلوتم پر ز غزل همچو عسل

بوی یاس و عطر رباعی دارد

 

من پریشان ز نبودن نیستم

چون همیشه در دلتان جا دارم

 

 شب هنگام در وقت دلتنگی

صدایم در کوچه جاریست 

 

آری آری... من هنوز بودنتان را باور دارم

شعر دلتگی از آریا حقیقی

تاریخ ارسال : 1405/03/25

شعر :

این خانه نزدیک و دلم تنگ و دری نیست

هستی ولی دیگر نمیبینم تو را راه دگر نیست

ناگزیر بی تو ان ره طی کنم اما نمیدانم کجا

لاجرم بعد از تو دیگر خبری نیست که نیست

 

شعر آتش دل از آریا حقیقی

تاریخ ارسال : 1405/03/25

شعر :

زنم بر سینه داغی تا بماند یادگار

زآتشی که از دست توافتاد و روزگار

بر خرمن من که دلم سوخت

ای هوار صد داد و بیداد ای هوار

 

 


صفحه 1 از 7