تاریخ ارسال : 1405/04/27
شعر :
وقت و بی وقت.به سر فکر پریشان امد
کردگانم همه در رو بنمایش امد
چون در صف بجز خوبی در آن یافت نشد
پاسخ مسئله ماند و زما یاد نشد
بشنیدم که زبحر نکویی خدا اجر دهد
این چه اجریست که به صد زجر دهد
تاریخ ارسال : 1405/04/25
شعر:
دل را گرهی زد به چشمان چو درش
افزون شده درها به زیبایی رویش
در که همه نورش از آن سو بیاید
ولی پرتوی چشمش بیاید ز مهرش
تاریخ ارسال : 1405/04/19
شعر:
بعد ما کس نتواند که یکت پنج کند
با سلامت ره آن روز برت فرش کند
تا مبادا به پایت ننشیند خاری
سفره از دل برت پهن کند
تاریخ ارسال : 1405/04/19
شعر:
تاوان روز بودنت بی تو هویدا میشود
با تو نبودن های من با مرگ معنا میشود
تاریخ ارسال : 1405/04/19
شعر:
سنگ بودم اما صبور ، آب بودی اما روان
وآبروی این سنگ که به امانت پیشت نماند
به فنا دادی و بردی از بر ، آن سنگ شکست
ریخت گرد صبوری ، دونیم گشت بر خاک نشست